ميرزا حسن حسينى فسايى

944

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

تصاحب نمود و تاكنون در ميانه برادرزادگان اوست و از مدرسه حبيبيه هيچ خبرى نيست . و از متأخرين اين سلسله است ، جناب امارت و حكومت دستگاه ، داعى رعيت پناه ، امير - كامگار ميرزا محمد حسين شريفى صاحب اختيار « 1 » مملكت فارس ، خلف اعلم اقدم احسب النسب ميرزا محمد قاسم شريفى شيرازى . و از اين سلسله جليله است ، صاحب عز و تمكين ، معتمد سلاطين ميرزا محمد كلانتر مملكت فارس « 2 » خواهرزاده جناب صاحب اختيار و شرح حال اين دو بزرگوار در گفتار اول اين فارسنامه در ذيل وقايع سال 1142 تا سال 1200 هجرى متدرجا به مناسبت هر سالى نگاشته گرديد . و خلف الصدق جناب ميرزا محمد كلانتر است : شرف اولاد رسول و زبدهء احفاد بتول ، قدوه زمرهء علويه ، اسوهء عترت نبويه ، افصح بلغاى عصر و ابلغ فصحاى دهر ، ميرزا محمد حسين « 3 » « عالى » تخلص [ كه ] از افكار ابكار خود ديوانى ساخته و گلستانى پرداخته است و در سال 1240 و اند به روضه رضوان خراميد و اين چند شعر از ديوان او تيمنا نگاشته گرديد : اى داده روى و موى تو از روز و شب نشان * وى لاله‌ات ز سنبل تر كرده سايبان خد تو ارغوان و قدت سرو ، اى عجب * هرگز نبود بار سهى سرو ، ارغوان گشته خجل ز نور جبين تو مشترى * تا سوده‌اى به خاك در خسرو زمان كسرى نشان حسين على ميرزا كه چرخ * در آستان بارگهش گشته پاسبان بينا ز فيض مكرمتش هر كه را بصر * گويا به ذكر محمدتش هر كه را زبان گردون به آستان رفيعش كند نظر * زآن‌سان كه از زمين نگرد كس به آسمان « 4 » عمر را خواهيد اگر بر گردن افكندن كمند * با سهى قدان دلكش دست در گردن كنيد رسد چو تير قضاى خدا پناهى نيست * اگرچه هست سراى جهان وسيع فضا تو نيز باش رضا گر امان همى خواهى * كه نيست تير قضا را سپر به غير رضا تا توانى « عالى » از بىدانشان دورى گزين * زآنكه جز بىحاصلى زيشان نگردد حاصلت مشكلى را صحبت ايشان كجا آسان كند * بلكه هر ساعت فزايد مشكلى بر مشكلت و جناب ميرزا محمد حسين عالى را دو نفر پسر بود : اول آنهاست : جناب قدوهء اخيار و زبدهء ابرار سيد سادات و مجمع سعادات ، نادرهء زمان ، ناظم در و مرجان ميرزا احمد « روشن » تخلص ، متولى آستانه مباركه حضرت سيد مير احمد مشهور به شاه چراغ ( ع ) ، در سال 1215 در شيراز متولد گشته ، كسب كمالات نموده ، در مراتب شاعرى

--> ( 1 ) . ر ك : روزنامه كلانتر ، ص 6 ، 53 ، 94 ، 104 ، 105 ، 108 ، 110 . ( 2 ) . ر ك : روزنامه كلانتر ، ص ( ب ) . ( 3 ) . ر ك : آثار العجم ، ص 446 . ( 4 ) . اين ابيات در نسخه خطى ديوان عالى متعلق به نگارنده اين حواشى موجود است .